شرف الدين على يزدى
مقدمه 35
ظفرنامه ( فارسى )
زنهار شرف ز تفت بيرون نروى * كاواز دهل شنيدن از دور خوش است با توجه به ايهامى كه در مصرع دوم بيت بود ، باعث رنجش الغ بيگ از او شد و همواره شرف الدين على يزدى را انكار مىكرد . « 1 » شرف الدين على يزدى در سال 856 ه . ق به همراه بزرگان و علماى يزد به ديدن شاهزاده ابو القاسم بابر - كه به قريهء حوض جعفر يزد آمده بود - رفت و پس از آن شاهزاده در طى 18 روزى كه در يزد بود ، هر روز به ديدن او مىرفت و قريهء تفت را مجددا به عنوان سيورغال به او داد . « 2 » شرف الدين على يزدى به گفتهء اكثر مورخان در سال 858 ه . ق فوت كرده است و در مزار شرفيه - كه بانى آن پدرش بود و او نيز مدرسهاى بههمين نام در آنجا ساخته بود - دفن شد . « 3 » اما مير نظام الدين عليشير نوايى « 4 » و خواند مير « 5 » محل دفن او را در خانقاهش در شهر تفت ذكر كردهاند . در دهههاى گذشته مزار او مرمت و لوحهاى بر قبر او گذاشته شد و دراويش نعمة اللّهيه نيز خلوتخانهء او را در تفت مرمت كردند . از بناهايى كه از او به يادگار مانده ، علاوه بر مدرسهء شرفيه مىتوان به خلوتخانهء او - كه در كنار خانقاه امير نور الدين سيد نعمت اللّه بود - اشاره كرد ؛ همچنين او پس از فوت امير ركن الدين محمد بن نظام قاضى ، تعهد كرد گنبد و صفه و غرفات مسجد نو يزد را تكميل كند و منارهاى نيز بر سر گنبد مقصورهء قديم قرار داد « 6 » . شرف الدين على يزدى ، ضعيف خلقت و صاحب جثهء كوچكى بود كه خودش از اين موضوع ناراحت بود : مانندهء هلال ضعيفست خلقتم * زان چرخ در حساب حمولم كند نهان « 7 » او فردى صوفى مشرب بود و در عهد شاهرخ ، برخى از فقها او را به جهت تتبع و
--> ( 1 ) . تذكرهء مجالس النفائس ، ص 200 . ( 2 ) . مطلع سعدين و مجمع بحرين ، ج 2 ( 2 ) ، ص 725 ؛ جامع مفيدى ، ج 1 ، ص 202 ؛ تاريخ جديد يزد ، ص 264 . ( 3 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 16 ؛ جامع مفيدى ؛ ج 3 ( 1 ) ، ص 299 ؛ تاريخ جديد يزيد ، ص 273 ؛ احسن التواريخ ، ص 346 . ( 4 ) . تذكرهء مجالس النفائس ، صص 66 ، 200 . ( 5 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 16 . ( 6 ) . تاريخ جديد يزد ، صص 115 ، 216 - 217 . ( 7 ) . تاريخ ادبيات فارسى ، ج 4 ، ص 305 .